نمیدونم چه قدر خدا رو میشناسن؟؟؟؟اصلا میدونن خدا کی هست؟؟؟؟
هرچند تصمیم داشتم وبم رو کلا واسه همیشه حذف کنم ولی با راهنمایی دوستای خوبم تصمیم گرفتم وبم رو نگه دارم.
فهمیدم آدم بی ادب و بی شخصیت همه جا پیدا میشه.
فهمیدم آدمای مجازی از آدمای واقعی دورم حسود ترن.
فهمیدم خیلی ها دنبال ناراحتی من هستن.
خیلی ها چشم دیدن روزای خوبم رو ندارن.
خیلی ها فقط ادعا دارن.
خیلی ها گرگ هستن تو لباس گوسفند.
خیلی ها از خدا دورن.
خیلی ها همه دق و دلیشون رو سر من خالی میکنن.
و البته خیلی ها که با خوندن پست هام فکر کردن من آدم بی کسی هستم.فکر کردن وقتی پدرم نیست و مادرم مریضه منم همین طوری یهویی از آسمون افتادم زمین و هیچ کس رو ندارم.هیچ وقت تا حالا به کسی این حرف رو نگفتم ولی اینجا مجبورم بگم نمیدونم چه قدر راجب بچه یتیم اطلاعات دارین ولی خیلی خوبه بدونین من بدبخت نیستم من بی کس و کار نیستم.من از وجود مشکلاتم ناراحت نیستم چون دستام تو دستای خداست و از هیچی نمیترسم.بخدا کاراتون و حرفاتون خیلییییی زشته.
من از حرفاتون دلم خیلییییی شکسته.با این وجود میمونم و وبم رو نگه میدارم فقط به خاطر دوستام.فقط به خاطر اینکه نمیخوام بذارم شما به خواسته دلتون برسین.فقط به خاطر اینکه من درختی نیستم که با هر بادی از ریشه دربیام.فقط به خاطر اینکه نشونتون بدم من هستم من از همیشه بهترم.
خیلی ها هم هستن که از وجود عشق من ناراحتن.کسی نیست بهشون بگه ایشون به شما چیکار داره.اینجا وب منه و ایشون هم همه دنیای منه پس بودن و نبودنش به شما مربوط نمیشه.نمیدونم کامنت های ایشون چه ربطی به بقیه داره.آخه شما چه قدر حسودین؟؟چه قدر حسودین که وقتی کامنتاشو میبینین با من دعوا میکنین؟!!!!!
مرسیییی از بودنتون:
MNجون
فاطمه جون
مهدیه جون
زهرا جون
روز نوشت های من


برچسب:
نویسنده: هیراد دادخواه