امروز ساعت 6:45بیدار شدم تا آماده بشم و بعدش هم بشینم بخونم.آماده شدم رفتم بیرون (آخه خونه خیلی گرم بود)روی پله ها شستم شروع کردم به خوندن.
خیلی منتظر موندم ولی نمیدونم چرا این سرویس گیجمون دوباره نیومد.با صدای هر ماشینی که از تو کوچه رد میشد فکر میکردم سرویسمه.روی پله ها افتاب شد.هوا گرم شد واسه همون رفتم تو حیاط بخونم.
همش با خودم تکرار میکردم ایشون همیشه عادتشه که دیر میاد یکم دیگه منتظر بمونم حتما میاد.ولی هرچی منتظر موندم خبری نشد.شیمی رو یه دور کامل کردم ولی بازم خبری از ایشون نشد.اومدم بالا ساعت رو نگاه کردم.
وایی هیچی بدتر از این نمیشد.ساعت 8:15دقیقه بود.ما همیشه یه ربع به 8میریم سر جلسه و 8:00امتحان سروع میشه.یه استرس عجیبی گرفتم.سریع زنگ زدم آژانس.وایییییی خیلیییییی بد بود.هیچ وقت اینقدر استرسی نشده بودم.
برچسب:
نویسنده: هیراد دادخواه